هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از شوق دیدار معشوق و تأثیرات عشق سخن میگوید. شاعر با تصاویری مانند آفتاب، زلف معشوق و بوی گل، حالات عاشقانه و امید به وصال را بیان میکند. همچنین، اشارهای به تکامل روح از طریق عشق و مقابله با سختیها دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عرفانی و عاشقانهٔ عمیق در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.
شماره ۵۰ - من گرفتم آفتاب از چارسو آید برون
من گرفتم آفتاب از چارسو آید برون
روزکی گردد شب ماگرنه او آید برون ۱
زرد رویی ها کشید از رویش امروز آفتاب
من نمیدانم که فردا با چه رو آید برون ۲
بس که زلفش بر زبان می آورم نزدیک شد
کز زبانم چون زبان شانه مو آید برون ۳
بوی زلفش را شنید از باد اینک برگ گل
با صبا از باغ بهر جستجو آید برون ۴
گر تو را نقصی یست عاشق شو که کامل می شوی
گرچه بد باشد طلا زآتش نکو آید برون ۵
می توانم ساخت با ناسازگاری های چرخ
کو کسی کز عهده آن تندخو آید برون ۶
روزکی گردد شب ماگرنه او آید برون ۱
زرد رویی ها کشید از رویش امروز آفتاب
من نمیدانم که فردا با چه رو آید برون ۲
بس که زلفش بر زبان می آورم نزدیک شد
کز زبانم چون زبان شانه مو آید برون ۳
بوی زلفش را شنید از باد اینک برگ گل
با صبا از باغ بهر جستجو آید برون ۴
گر تو را نقصی یست عاشق شو که کامل می شوی
گرچه بد باشد طلا زآتش نکو آید برون ۵
می توانم ساخت با ناسازگاری های چرخ
کو کسی کز عهده آن تندخو آید برون ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۰۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹ - دگر بر گریه قادر نیست چشم اشکبار من
گوهر بعدی:شماره ۵۱ - گرچه در آینه ممکن نبود جان دیدن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.