هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، احساسات شاعر را نسبت به معشوق بیان میکند. شاعر از عتاب تازه، خواب تازه، نقاب تازه و شراب تازه سخن میگوید و از معشوق میخواهد که پاسخ تازهای به این احساسات بدهد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'خون عشاق' و 'شراب تازه' ممکن است نیاز به تفسیر داشته باشند.
شماره ۵۷ - گفتگویت می دهد یاد از عتاب تازه ای
گفتگویت می دهد یاد از عتاب تازه ای
یار گویا دیده بهرم باز خواب تازه ای ۱
بر رخت بس بود از زلف پریشانت نقاب
از خط مشکین چرا بستی نقاب تازه ای ۲
شب بود آبستن خورشید و خورشید رخت
باشد آبستن به شب مست آفتاب تازه ای ۳
خون عشاق قدیم ارمی خوری دلشان بسوز
کین شراب تازه را باید کباب تازه ای ۴
هم تروهم تازه است این شعر خواهم شاعری
کین زمین تازه را گوید جواب تازه ای ۵
یار گویا دیده بهرم باز خواب تازه ای ۱
بر رخت بس بود از زلف پریشانت نقاب
از خط مشکین چرا بستی نقاب تازه ای ۲
شب بود آبستن خورشید و خورشید رخت
باشد آبستن به شب مست آفتاب تازه ای ۳
خون عشاق قدیم ارمی خوری دلشان بسوز
کین شراب تازه را باید کباب تازه ای ۴
هم تروهم تازه است این شعر خواهم شاعری
کین زمین تازه را گوید جواب تازه ای ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۲۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶ - خوشا روزی که یادی از من آواره می کردی
گوهر بعدی:شماره ۵۸ - می خورم می از برای گریه مستانه ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.