هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از زیبایی بینظیر معشوق خود سخن میگوید و یادآور خاطراتی از دیدار و وداع با او میشود. او از زلف سیاه معشوق، اشکهایش و عشق عمیق خود به او یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۲۹ - نشنیده ام مشکی چو آن زلف و نه جایی دیده ام
نشنیده ام مشکی چو آن زلف و نه جایی دیده ام
در چین شنیدم مشک را در مشک چین نشنیده ام ۱
شب در ثریا ماه را دیدم به یاد آمد مرا
روزی که اندر اشک خود عکس رخش را دیده ام ۲
روز وداع آن پری کردم، وداع جان و دل
دل رفت با او جان نرفت از جان به جان رنجیده ام ۳
در چین شنیدم مشک را در مشک چین نشنیده ام ۱
شب در ثریا ماه را دیدم به یاد آمد مرا
روزی که اندر اشک خود عکس رخش را دیده ام ۲
روز وداع آن پری کردم، وداع جان و دل
دل رفت با او جان نرفت از جان به جان رنجیده ام ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۳
۳۳۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸ - چه سود ای باغبان از رخصت سیر گلستانم
گوهر بعدی:شماره ۳۰ - خوشم که جا به سر کوی دلستان دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.