هوش مصنوعی:
شاعر از درد عشق و رنجهای ناشی از آن میگوید و بیان میکند که چگونه عشق به معشوق، جگرش را خون کرده و دندانهایش را به جگر فشرده است. او این درد را بیدرمان میداند و تنها درمان را در سپردن جان به رشک میبیند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای شدید مانند 'خون شدن جگر' و 'فشردن دندان به جگر' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۳ - جانا از رشک می سپارم جان را
جانا از رشک می سپارم جان را
درمان این است درد بی درمان را ۱
دانی زچه در عشق تو خون شد جگرم
بسیار فشردم به جگر دندان را ۲
درمان این است درد بی درمان را ۱
دانی زچه در عشق تو خون شد جگرم
بسیار فشردم به جگر دندان را ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۳۲۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲ - زلف و رخ یار مبتلا داشت مرا
گوهر بعدی:شماره ۴ - با دیده ی بی خون که نبینم آن را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.