خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و درد ناشی از آن سخن میگوید. او از جستجوی معشوق، امیدهای بربادرفته، وعدههای بیثمر و رنجهای عاشقی مینالد. همچنین، از بیتوجهی معشوق و تأثیرات روحی این رابطه نافرجام شکایت میکند.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی احساسی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد و رنج عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۲۱ - عشقت مدام خون جگر میدهد مرا
عشقت مدام خون جگر میدهد مرا
دردی نرفته درد دگر میدهد مرا ۱
صدره بجستجوی تو کردم زخود سفر
غافل همان نشان بسفر میدهد مرا ۲
داری جواب تلخ و من از غایت امید
خوش میکنم دهان که شکر میدهد مرا ۳
در دل نشانده وعده ی وصلت نهال صبر
این نخل تازه تا چه ثمر میدهد مرا ۴
با آفتاب همنفسم لیک آتشست
آبی که از پیاله ی زر میدهد مرا ۵
پروا نمیکنی و بهر کس که دل دهم
چون بیندم بداغ تو سر میدهد مرا ۶
این آه سوزناک فغانی زمان زمان
از روزگار رفته خبر میدهد مرا ۷
دردی نرفته درد دگر میدهد مرا ۱
صدره بجستجوی تو کردم زخود سفر
غافل همان نشان بسفر میدهد مرا ۲
داری جواب تلخ و من از غایت امید
خوش میکنم دهان که شکر میدهد مرا ۳
در دل نشانده وعده ی وصلت نهال صبر
این نخل تازه تا چه ثمر میدهد مرا ۴
با آفتاب همنفسم لیک آتشست
آبی که از پیاله ی زر میدهد مرا ۵
پروا نمیکنی و بهر کس که دل دهم
چون بیندم بداغ تو سر میدهد مرا ۶
این آه سوزناک فغانی زمان زمان
از روزگار رفته خبر میدهد مرا ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰ - زبسکه داشتی ای گل همیشه خوار مرا
گوهر بعدی:شماره ۲۲ - نظر بغیر نباشد اسیر بند ترا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.