هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رنجهای عاطفی و دلتنگیهای خود سخن میگوید. او از بیخوابیهای شبانه، جفای معشوق، و دردهای روحی و جسمی خود مینالد. همچنین، از خاطرات تلخ و شیرین گذشته و آرزوهای بربادرفته یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار خواهد بود. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عاطفی و جفای معشوق نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۱۴۱ - با که گویم اینکه در بیخوابیم شب چون گذشت
با که گویم اینکه در بیخوابیم شب چون گذشت
صحبتم تلخ از جفای آن شکر لب چون گذشت ۱
چون توان گفتن که از دل گرمی جانم چه شد
بر تن فرسوده ام آزار آن تب چون گذشت ۲
من بهر تلخابه یی تا شب رساندم این خمار
روز تا بر آن دل نازک بمکتب چون گذشت ۳
از زنخدانش من بیهوش خود بودم خراب
در خیالم آرزوی سیم غبغب چون گذشت ۴
صحبتم تلخ از جفای آن شکر لب چون گذشت ۱
چون توان گفتن که از دل گرمی جانم چه شد
بر تن فرسوده ام آزار آن تب چون گذشت ۲
من بهر تلخابه یی تا شب رساندم این خمار
روز تا بر آن دل نازک بمکتب چون گذشت ۳
از زنخدانش من بیهوش خود بودم خراب
در خیالم آرزوی سیم غبغب چون گذشت ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۲۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۰ - دست اجلم بر دل ماتمزده ره بست
گوهر بعدی:شماره ۱۴۲ - هر زمان از عشق پاک آن شوخ با من خوشترست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.