خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از درد عشق و جدایی میگوید. شاعر از رنجهای عشق، بیقراری، و اشتیاق به معشوق سخن میگوید و از غم غربت و دوری از یار شکایت میکند. تصاویری مانند گریبان چاکخورده، موهای پرتاب معشوق، و اشاره به یوسف و زلیخا، عمق احساسات شاعر را نشان میدهد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند درد عشق و غم غربت نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۹۵ - چه سازم وه که آن بیباک رو از مرد و زن پوشد
چه سازم وه که آن بیباک رو از مرد و زن پوشد
ز چشم بد پریشانی زلف پر شکن پوشد ۱
گریبان می گشاید تا کند صد رخنه در جانم
بگلگشت او قبا نازکتر از برگ سمن پوشد ۲
همه یوسف رخان زارند بهر آستین بوسش
کسی زینان قبای دلبری در انجمن پوشد ۳
بصد رنگ دگر می سوزدم آن شکل مستانه
گرفتم کاکل پرتاب و چاک پیرهن پوشد ۴
کسی کز دیده ی روشن جدا ماند تواندهم
که سال و مه بروی خود در بیت الحزن پوشد ۵
دلم صد پاره می سازی و می دوزی گریبانم
چه رحمست این برو ای پند گو عاشق کفن پوشد ۶
بگو حال فغانی ای صبا بگذشت کار از آن
که درد و محنت غربت ز یاران وطن پوشد ۷
ز چشم بد پریشانی زلف پر شکن پوشد ۱
گریبان می گشاید تا کند صد رخنه در جانم
بگلگشت او قبا نازکتر از برگ سمن پوشد ۲
همه یوسف رخان زارند بهر آستین بوسش
کسی زینان قبای دلبری در انجمن پوشد ۳
بصد رنگ دگر می سوزدم آن شکل مستانه
گرفتم کاکل پرتاب و چاک پیرهن پوشد ۴
کسی کز دیده ی روشن جدا ماند تواندهم
که سال و مه بروی خود در بیت الحزن پوشد ۵
دلم صد پاره می سازی و می دوزی گریبانم
چه رحمست این برو ای پند گو عاشق کفن پوشد ۶
بگو حال فغانی ای صبا بگذشت کار از آن
که درد و محنت غربت ز یاران وطن پوشد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۴ - رسید آن شمع و از هر جانبی پروانه می جوید
گوهر بعدی:شماره ۱۹۶ - بهر کس گر درآیی خوبی رخسار کی ماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.