خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه بیانگر درد و رنج عشق ناکام و اشتیاق به وصال معشوق است. شاعر از عشقی عمیق و آتشین سخن میگوید که حتی فرهاد نیز چنین عشقی را تجربه نکرده است. او از رمز و رازهای بین خود و معشوق، ناکامی در رسیدن به وصال، و تأثیرات عمیق عشق بر روح و روان خود میگوید.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که درک آنها نیاز به بلوغ عاطفی و فکری دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۲۶۳ - آنچه من می کشم از عشق تو مجنون نکشید
آنچه من می کشم از عشق تو مجنون نکشید
وانچه من دیدم ازین واقعه فرهاد ندید ۱
آه ازان رمز و اشارت که میان من و تو
رفت صد گونه سخن بیمدد گفت و شنید ۲
غنچه ی عیش من از گلشن جنت نشکفت
بر دلم از چمن وصل نسیمی نوزید ۳
دیدنش می برد از آینه ی دیده غبار
این خط سبز که از صفحه ی روی تو دمید ۴
مستی و تشنگی جرعه کشان کرد فزون
از لب لعل تو آن قطره که در باده چکید ۵
دل که بو از شکن طره مشکین تو برد
یافت سر رشته ی امید و بمقصود رسید ۶
شهد نوشین ترا مژده که از زهر فراق
شد فغانی بتمنای وصال تو شهید ۷
وانچه من دیدم ازین واقعه فرهاد ندید ۱
آه ازان رمز و اشارت که میان من و تو
رفت صد گونه سخن بیمدد گفت و شنید ۲
غنچه ی عیش من از گلشن جنت نشکفت
بر دلم از چمن وصل نسیمی نوزید ۳
دیدنش می برد از آینه ی دیده غبار
این خط سبز که از صفحه ی روی تو دمید ۴
مستی و تشنگی جرعه کشان کرد فزون
از لب لعل تو آن قطره که در باده چکید ۵
دل که بو از شکن طره مشکین تو برد
یافت سر رشته ی امید و بمقصود رسید ۶
شهد نوشین ترا مژده که از زهر فراق
شد فغانی بتمنای وصال تو شهید ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۲ - چشمم دمی ز دیدن روی تو بس نکرد
گوهر بعدی:شماره ۲۶۴ - دلم روانشد و جان هم ره سفر گیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.