این شعر غمگینانه و عاشقانه، درد هجران و فراق را بیان میکند. شاعر از درد دوری معشوق مینالد و آرزو میکند که هر کسی که این درد را درک نمیکند، مرده باد. او از اشکها و رنجهایش سخن میگوید و آرزو میکند که نقش فریبندهی غیر از معشوق از چشمهایش پاک شود. همچنین، شاعر از وفاداری دلهایی که به معشوق پیوستهاند سخن میگوید و آرزو میکند که هر اشکی که برای غیر معشوق ریخته شده، نابود شود.
متن دارای مضامین عاشقانهی عمیق و غمگین است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'مرده باد' ممکن است برای گروههای سنی پایین مناسب نباشد.
شماره ۲۹۱ - در هر که نیست نشأه درد تو مرده باد
هجر تو مرگ مرده دلان فسرده باد ۱
بی جلوه ی تو مردمک دیده ی مرا
خون جگر ز پرده ی مژگان فشرده باد ۲
گلهای آتشین که برآورده آب چشم
گر خاک مقدمت نشود، باد برده باد ۳
نقشی که غیر صورت مردم فریب تست
از صفحه ی سواد دو چشمم سترده باد ۴
هر گوهر دلی که به زلف تو بسته اند
یکیک بدست هندوی خالت شمرده باد ۵
هر اشک لاله گون که نشد صرف گلرخی
گر دانه های لعل بود خاک خورده باد ۶
ای خاک، استخوان فغانی امانتست
از بهر طعمه ی سگ آن کو سپرده باد ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.