هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از جمال و زیبایی معشوق سخن می‌گوید و تأثیر عمیق عشق بر دل و جان شاعر را به تصویر می‌کشد. شاعر از درد فراق و اشتیاق وصال می‌نالد و از تأثیر سحرآمیز معشوق بر روح و روان خود سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۳۰۱ - هر مصور کان جمال و صورت موزون کشد

هر مصور کان جمال و صورت موزون کشد
حیرتش گیرد که ناز و غمزه ی او چون کشد ۱

تشنه ی وصلت ز دست ساقیان چشم و دل
کاسه های خون بیاد آن لب میگون کشد ۲

وقت آن مست محبت خوش که در بزم وصال
ساغر دردی ز یاران دگر افزون کشد ۳

در حریم دیده و دل آمدی دامن کشان
باش تا جان رخت هستی زین میان بیرون کشد ۴

گوهر لعلت دمی صد بار در بحر خیال
غنچه ی اشک جگرگون مرا در خون کشد ۵

آنکه کلکش سحر پردازد در اوراق خیال
صورت لعلش بصد افسانه و افسون کشد ۶

کافر چین گر ببیند صورت احوال من
رخت صورتخانه را از گریه در جیحون کشد ۷

محمل لیلی اگر بر مه رساند روزگار
عاقبت روزی عنانش جانب مجنون کشد ۸

رشته ی جان فغانی بگسلد از بند غم
گرنه هر دم آه سردی از دل محزون کشد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۰۰ - گه بلطفم می نوازد گه بنازم می کشد
گوهر بعدی:شماره ۳۰۲ - طبع تو بدخوی بود نرم و حلیم از چه شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.