هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، غزلی عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از درد عشق، نگاه معشوق و آرزوهایش سخن میگوید. او از شوخچشمی معشوق، دلآزردگی خود و تمایل به تماشای او میگوید. همچنین، ترس از سوداهای بیهوده و دردهای عشق را بیان میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه این شعر ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۰۸ - عیدست و هر سو جلوه گر شوخ دلارای دگر
عیدست و هر سو جلوه گر شوخ دلارای دگر
دارم من خونین جگر میل تماشای دگر ۱
چون عقد زلفی بنگرم پیچد دل غم پرورم
ترسم که افتد در سرم بیهوده سودای دگر ۲
دارم دل صد پاره یی از غمزه ی خون خواره یی
گردم پی نظاره یی هر دم بمأوای دگر ۳
نبود بصد دام هوس بر آن غزالم دسترس
بیخود ز بویش هر نفس افتم بصحرای دگر ۴
چون غنچه از چاک درون جیب و کنارم پر ز خون
او در قبای نیلگون دامن کشان جای دگر ۵
تا چند ای پیمان شکن قصد من خونین کفن
امروز رحمی جان من چون هست فردای دگر ۶
چشمت چو قصد خون کند ناز و جفا افزون کند
مسکین فغانی چون کند یا رب تمنای دگر ۷
دارم من خونین جگر میل تماشای دگر ۱
چون عقد زلفی بنگرم پیچد دل غم پرورم
ترسم که افتد در سرم بیهوده سودای دگر ۲
دارم دل صد پاره یی از غمزه ی خون خواره یی
گردم پی نظاره یی هر دم بمأوای دگر ۳
نبود بصد دام هوس بر آن غزالم دسترس
بیخود ز بویش هر نفس افتم بصحرای دگر ۴
چون غنچه از چاک درون جیب و کنارم پر ز خون
او در قبای نیلگون دامن کشان جای دگر ۵
تا چند ای پیمان شکن قصد من خونین کفن
امروز رحمی جان من چون هست فردای دگر ۶
چشمت چو قصد خون کند ناز و جفا افزون کند
مسکین فغانی چون کند یا رب تمنای دگر ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۷ - مه خورشد روی من دمی یکجا نمی گنجد
گوهر بعدی:شماره ۳۰۹ - ای هر قدم بخاک رهت بسملی دگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.