هوش مصنوعی: این شعر از ایدل، شاعر فارسی، بیانگر درد و رنج عاشقانه و ناامیدی از عشق است. شاعر از بی‌وفایی یار و رنج‌های عاشقی می‌گوید و تأکید می‌کند که با وجود همه سختی‌ها، باز هم به عشق وفادار است. همچنین، اشاره‌ای به دشمنی مدعیان و تأثیر خشم و ترحم در روابط دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و رنج‌های عاطفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار باشد.

شماره ۳۲۷ - چون یار شدی مهر و وفا گم نکنی باز

چون یار شدی مهر و وفا گم نکنی باز
از ره نروی گوش به مردم نکنی باز ۱

سوزد جگر مدعی از تندی خویت
در روی وی از شمع تبسم نکنی باز ۲

صد بار دلم را به سخن ساخته یی شاد
آخر چه شنیدی که تکلم نکنی باز ۳

از خشم تو و طعنه ی دشمن نبرم جان
سوی من اگر چشم ترحم نکنی باز ۴

دیدی که چه خون خوردی از آوارگی ایدل
جایی که رسی خو بتنعم نکنی باز ۵

مدهوش شد از خون دل خویش فغانی
از بهر چنین مست سر خم نکنی باز ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۴۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۲۶ - ما گرفتاریم بر ما ناوک بیداد ریز
گوهر بعدی:شماره ۳۲۸ - این نخل تازه بین که ندیدست خار کس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.