هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق، انتظار، رنج‌های عاشقانه و ارزش لحظات زندگی سخن می‌گوید. او از انتظار کشیدن برای معشوق، ارزش نهادن به زمان حال و رنج‌های ناشی از حسادت دیگران می‌نویسد. همچنین به مفاهیمی مانند فقر، ثروت و سعادت اشاره می‌کند و در نهایت از یادآوری خاطرات گذشته احساساتی می‌شود.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

شماره ۳۳۵ - ببستر افتم و مردن کنم بهانه ی خویش

ببستر افتم و مردن کنم بهانه ی خویش
بدین بهانه مگر آرمش بخانه ی خویش ۱

بسی شبست که در انتظار مقدم تو
چراغ دیده نهادم بر آستانه ی خویش ۲

بیا که هر که بدانست قیمت دم نقد
بعالمی ندهد عیش یکزمانه ی خویش ۳

بعشوه ی می و نقلت بدام آوردم
دلت چگونه ربودم به آب و دانه ی خویش ۴

حسود تنگ نظر گو بداغ غصه بسوز
که هست خاتم مقصود بر نشانه ی خویش ۵

سگ عنان خودم خوان که دولتم اینست
سرم بلند کن از خط تازیانه ی خویش ۶

کلید گنج سعادت بدست شاه وشیست
که بر فقیر نبندد در خزانه ی خویش ۷

نه مرغ زیرکم ای دهر سنگسارم کن
چرا که برده ام از یاد آشیانه ی خویش ۸

مرو که سوز فغانی بگیردت دامن
سحر که یاد کند مجلس شبانه ی خویش ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۳۴ - آتشم در جان و در دل حسرت جامست و بس
گوهر بعدی:شماره ۳۳۶ - رمید از خواب چشمان عتاب آلوده بینیدش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.