خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر درد و حسرت شاعر است که در جستجوی آرامش و معنای زندگی است. او از عشق، شراب، و مستی به عنوان نمادهایی برای رسیدن به حقیقت استفاده میکند، اما در نهایت به این نتیجه میرسد که سکوت و درک درد، راه نهایی است. شاعر همچنین به مفاهیمی مانند عام و خاص، پندارهای نادرست، و رسیدن به مقصد اشاره میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعارههایی مانند شراب و مستی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۳۴ - آتشم در جان و در دل حسرت جامست و بس
آتشم در جان و در دل حسرت جامست و بس
حاصل عمرم همین اندیشه ی خامست و بس ۱
جام یاقوت و شراب لعل خاصان را رسد
بی نوایان را نظر بر رحمت عامست و بس ۲
صد سخن در ضمن هر یک نکته ی شیرین اوست
اضطراب دل نه از شادی پیغماست و بس ۳
نشأه ی خاصیست در هر برگ این عشرتسرا
غیر پندارد که مستی در می و جامست و بس ۴
پی بمقصد بر که نبود بی مسمی هیچ اسم
اینکه می گویند عنقایی همین نامست و بس ۵
از زبان راست قولی، نکته یی کردم سؤال
گفت دم درکش که خاموشی سرانجامست و بس ۶
درد می باید فغانی نه همین درس و دعا
ورد عاشق آه صبح و گریه شامست و بس ۷
حاصل عمرم همین اندیشه ی خامست و بس ۱
جام یاقوت و شراب لعل خاصان را رسد
بی نوایان را نظر بر رحمت عامست و بس ۲
صد سخن در ضمن هر یک نکته ی شیرین اوست
اضطراب دل نه از شادی پیغماست و بس ۳
نشأه ی خاصیست در هر برگ این عشرتسرا
غیر پندارد که مستی در می و جامست و بس ۴
پی بمقصد بر که نبود بی مسمی هیچ اسم
اینکه می گویند عنقایی همین نامست و بس ۵
از زبان راست قولی، نکته یی کردم سؤال
گفت دم درکش که خاموشی سرانجامست و بس ۶
درد می باید فغانی نه همین درس و دعا
ورد عاشق آه صبح و گریه شامست و بس ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۳ - هیچ دولت تا ابد باقی نمی ماند بکس
گوهر بعدی:شماره ۳۳۵ - ببستر افتم و مردن کنم بهانه ی خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.