خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از سوختن در آتش عشق، دردها و داغهای عاطفی، و وفاداری بیپایان خود میگوید. این اشعار پر از احساسات عمیق و تصاویر شاعرانه از عشق و رنج است.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و تصاویر شاعرانه ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۴۱۱ - امشب چراغ دل بحضور تو سوختم
امشب چراغ دل بحضور تو سوختم
جاوید زنده ام که ز نور تو سوختم ۱
مشهور شهر گشتی و آتش بمن فتاد
طالع نگر که وقت ظهور تو سوختم ۲
گاهی بدرد دشمن و گاهی بداغ دوست
عمری چنین بحکم ضرور تو سوختم ۳
در غم تمام دردی و در عیش جمله سور
ای دل بداغ ماتم و سور تو سوختم ۴
هستم در آتش تو همان می دهی زبان
ای بی وفا ز وعده ی دور تو سوختم ۵
داری هزار داغ فغانی و زنده یی
خوش در وفای جان صبور تو سوختم ۶
جاوید زنده ام که ز نور تو سوختم ۱
مشهور شهر گشتی و آتش بمن فتاد
طالع نگر که وقت ظهور تو سوختم ۲
گاهی بدرد دشمن و گاهی بداغ دوست
عمری چنین بحکم ضرور تو سوختم ۳
در غم تمام دردی و در عیش جمله سور
ای دل بداغ ماتم و سور تو سوختم ۴
هستم در آتش تو همان می دهی زبان
ای بی وفا ز وعده ی دور تو سوختم ۵
داری هزار داغ فغانی و زنده یی
خوش در وفای جان صبور تو سوختم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۰ - خوش آن مستی که چون بر آستان او جبین مالم
گوهر بعدی:شماره ۴۱۲ - شب آن بدمهر را با غیر چون یکرنگ میدیدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.