هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و غمگین است که در آن شاعر از درد فراق و اشتیاق به معشوق سخن میگوید. تصاویر شاعرانه مانند چشم گریان، لب میگون، باران اشک، و چشمهی خون بهکار رفتهاند تا احساسات عمیق و دردناک عشق را بیان کنند. شاعر همچنین از حیرت و داغهای مکرر دل سخن میگوید و فضایی پر از اندوه و اشتیاق ایجاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمگین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد. همچنین، درک برخی از استعارهها و تصاویر شاعرانه ممکن است نیاز به بلوغ فکری بیشتری داشته باشد.
شماره ۴۸۹ - چشم گریانم که می گردد ز شوقت خون درو
چشم گریانم که می گردد ز شوقت خون درو
جا ندارد جز خیال آن لب میگون درو ۱
غنچه ی سیراب از باران اشکم در چمن
چشمه ی خونست و غلتان لؤلؤ مکنون درو ۲
آن چه روی عالم افروزست هر سو جلوه گر
کز لطافت مانده حیران دیده ی گردون درو ۳
چیست دانی چشمه ی میم دهانت در سخن
نقطه ی موهوم و چندین نکته ی موزون درو ۴
محمل لیلی بصد زیب و صفا آراست عشق
لیکن از تنگی نگنجد مستی مجنون درو ۵
حیرتی دارم ز دل با آنکه صد جا داغ شد
داغ دیگر از کجا هر دم شود افزون درو ۶
جا ندارد جان درون دل ز بسیاری درد
هر نفس دردی دگر می آید از بیرون درو ۷
گلشن کویت که بزم عیش و جای خرمیست
تا بکی باشد فغانی با دلی پر خون درو ۸
جا ندارد جز خیال آن لب میگون درو ۱
غنچه ی سیراب از باران اشکم در چمن
چشمه ی خونست و غلتان لؤلؤ مکنون درو ۲
آن چه روی عالم افروزست هر سو جلوه گر
کز لطافت مانده حیران دیده ی گردون درو ۳
چیست دانی چشمه ی میم دهانت در سخن
نقطه ی موهوم و چندین نکته ی موزون درو ۴
محمل لیلی بصد زیب و صفا آراست عشق
لیکن از تنگی نگنجد مستی مجنون درو ۵
حیرتی دارم ز دل با آنکه صد جا داغ شد
داغ دیگر از کجا هر دم شود افزون درو ۶
جا ندارد جان درون دل ز بسیاری درد
هر نفس دردی دگر می آید از بیرون درو ۷
گلشن کویت که بزم عیش و جای خرمیست
تا بکی باشد فغانی با دلی پر خون درو ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۴۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۸ - عرق چکیده ز رویش ز آفتاب فرو
گوهر بعدی:شماره ۴۹۰ - خط مشگین چیست گرد عارض گلگون او
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.