خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و ستایشآمیز است که در آن شاعر به زیباییها و تأثیرات معشوق خود اشاره میکند. از لب شیرین، نگاه سحرآمیز، و سخنان آتشین معشوق تمجید شده و تأثیر عمیق او بر دیگران توصیف میشود. همچنین، شاعر از دوری و غمهای عاشقانه سخن میگوید و در نهایت به قدرت کلام و حضور معشوق اشاره دارد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری و ادبی نیاز دارند.
شماره ۴۹۷ - منت که باز شد گرهی از جبین تو
منت که باز شد گرهی از جبین تو
حرفی شنیدم از لب چون انگبین تو
از یک اشاره می کشی و زنده می کنی
صد آفرین بغمزه ی سحرآفرین تو
ای باغبان که نخل گلت بر مراد باد
از دور چند غصه خورد خوشه چین تو
میکش بهر کرشمه که دانی ترا چه غم
شکر خدا که نیست کسی در کمین تو
با هر که دم زدی سخنت زود در گرفت
آه ای شکر لب از نفس آتشین تو
شاهان نهاده پیش لبت مهر بر دهان
زان اسم اعظمی که بود بر نگین تو
آهی زدی چنانکه فغانی هلاک شد
فریاد از دل تو و آه حزین تو
حرفی شنیدم از لب چون انگبین تو
از یک اشاره می کشی و زنده می کنی
صد آفرین بغمزه ی سحرآفرین تو
ای باغبان که نخل گلت بر مراد باد
از دور چند غصه خورد خوشه چین تو
میکش بهر کرشمه که دانی ترا چه غم
شکر خدا که نیست کسی در کمین تو
با هر که دم زدی سخنت زود در گرفت
آه ای شکر لب از نفس آتشین تو
شاهان نهاده پیش لبت مهر بر دهان
زان اسم اعظمی که بود بر نگین تو
آهی زدی چنانکه فغانی هلاک شد
فریاد از دل تو و آه حزین تو
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹۶ - نبیند از حیا هرگز کسی دامان پاک او
گوهر بعدی:شماره ۴۹۸ - نیست یکدم که نه با ناله و فریادم ازو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.