خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد و غم بیپایان خود میگوید و اظهار میکند که در طول عمرش هیچ آرامش و پایانی برای این رنج نمیبیند.
محتوا بیانگر غم عمیق و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۲۱ - ز غم می سوزم و یک لحظه آرامی نمی بینم
ز غم می سوزم و یک لحظه آرامی نمی بینم
سر آمد عمر و این غم را سرانجامی نمی بینم ۱
سر آمد عمر و این غم را سرانجامی نمی بینم ۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰ - تا بعشق تو سر در آوردم
گوهر بعدی:شماره ۲۲ - چو مجنون گر بصحرا افتم از شوق رخت روزی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.