درباره بابافغانی
بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی میدانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگساری توبه کرد و در مشهد ساکن شد.
بابا فغانی در ۹۲۵ هجری قمری درگذشت. اواخر زندگی او مقارن با سلطنت شاه اسماعیل صفوی بود.
آثار ویدئویی و صوتی مرتبط با این منبع
شماره ۱ - دارم بتی که شرح ندارد بهانه اش
شماره ۲ - همه شب گرد شمع خویش بی پروانه می گردم
شماره ۳ - چو نتوانم که در بزم تو بیموجب درون آیم
شماره ۴ - دارم دل گرم و دم تقریر ندارم
شماره ۵ - اگر عکس تو افتد ای صنم در پرده مستان را
شماره ۶ - دمی کز تن جدا سازد سرم تیغ جفای تو
شماره ۷ - در دل من گر دمی آنماه منزل می کند
شماره ۸ - تو در خوابی و من گرد سرت در ناله و زاری
شماره ۹ - هر نفست با کسی شوخی و بی باکیست
شماره ۱۰ - هر که دارد در دهان چون غنچه ی سیراب زر
شماره ۱۱ - بود بیجان آینه از هجر روی روشنش
شماره ۱۲ - داغ داغم از هوای دوزخ و فکر بهشت
شماره ۱۳ - بتان با هم حکایتهای شیرین بر زبان دارند
شماره ۱۴ - اگر چه میکده بسیار و باده ارزانست
شماره ۱۵ - چو برگ لاله سموم غمت گداخت مرا
شماره ۱۶ - نماید تیره گون آیینه ی بی روی نکوی او
شماره ۱۷ - چراغ خلوتم ای باد کشتی بیمحل امشب
شماره ۱۸ - بمیرم، چند بر مقصود بخت واژگون باشم
شماره ۱۹ - بدور لاله چون ابر بهاران رو بصحرا کن
شماره ۲۰ - تا بعشق تو سر در آوردم
شماره ۲۱ - ز غم می سوزم و یک لحظه آرامی نمی بینم
شماره ۲۲ - چو مجنون گر بصحرا افتم از شوق رخت روزی
شماره ۲۳ - بغیر از مه ندارد کس خبر از ناله و آهم
شماره ۲۴ - دلگرمی افزون می شود دور از مهی چون هر شبم
شماره ۲۵ - تا کرد سیب با ذقن او سخن برون
شماره ۲۶ - زده ام ز عشق شمعی بخود آتشی بخامی
شماره ۲۷ - ز پیش چشم گریان عزم رفتن چون کند یارم
شماره ۲۸ - چنان در مجلس می عشوه ی ساقی کند مستم
شماره ۲۹ - چو شب ظلمت شود در کوی او از دود آه من
شماره ۳۰ - نیست در آتش غمت گریه ز روی اضطراب
شماره ۳۱ - ز راه آن حرم گردی چو در پیراهنم گیرد
شماره ۳۲ - گرمی مجلس از نفس دلکش منست
شماره ۳۳ - دوست دشمن گشت و مهرم در دل همدم نماند
شماره ۳۴ - وقتست که با خوبان در باغ گذار آرم
شماره ۳۵ - چو میرم شمع من گر بر مزارم پرتو اندازد
شماره ۳۶ - خوش آن ساعت که در آیینه می دیدیم ترا ایماه
شماره ۳۷ - هر ناوک مژگان که دلم در نظر آرد
شماره ۳۸ - خوبی چنانکه از تو صبوری نمی توان
شماره ۳۹ - ز تو چونکه بیوفایی چه خوشست دور بودن
شماره ۴۰ - مده ساقی پیاپی جام و بیهوشم مساز امشب
شماره ۴۱ - آه کز جلوه ی نازک بدنی مست شدم
شماره ۴۲ - مردم دیده ی من حلقه ی موی تو چو دید
شماره ۴۳ - ز مهر و ماه بگذشتی بگاه جلوه در خوبی
شماره ۴۴ - بدل خیال تو دارم خراب چون نشوم
شماره ۴۵ - عیدست و عیش من برخش جان سپردنست
شماره ۴۶ - سوختم در عشق و مهر آن صنم دارم هنوز
شماره ۴۷ - شب که با صد سوز پهلو بر سر آن کو نهم
شماره ۴۸ - پروانه صفت شبها در بزم دل افروزم