هوش مصنوعی:
شاعر از دل خود میخواهد که اگر توانایی تحمل غم را ندارد، تسلیم شود. او بیان میکند که شرح درد و غمش بیفایده است، چرا که در نهایت، اشکهایش به خون تبدیل میشوند و دیگران قادر به درک آن نیستند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و غمانگیز است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده مانند 'تا خون نشوی به چشمشان درنایی' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۱۱۱ - ای دل گر ازین پایه فروتر نایی
ای دل گر ازین پایه فروتر نایی
با لشکر غوغای غمش برنایی ۱
قصّه چه کنم که در غمش آخر کار
تا خون نشوی به چشمشان درنایی ۲
با لشکر غوغای غمش برنایی ۱
قصّه چه کنم که در غمش آخر کار
تا خون نشوی به چشمشان درنایی ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۲۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۰ - آنجا که صفای دل بود دایهٔ عیش
گوهر بعدی:شماره ۱۱۲ - ای دل چو خراب گشتی آباد شوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.