هوش مصنوعی: شاعر از دل خود می‌خواهد که اگر توانایی تحمل غم را ندارد، تسلیم شود. او بیان می‌کند که شرح درد و غمش بی‌فایده است، چرا که در نهایت، اشک‌هایش به خون تبدیل می‌شوند و دیگران قادر به درک آن نیستند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عاطفی و غم‌انگیز است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده مانند 'تا خون نشوی به چشمشان درنایی' ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم باشد.

شماره ۱۱۱ - ای دل گر ازین پایه فروتر نایی

ای دل گر ازین پایه فروتر نایی
با لشکر غوغای غمش برنایی ۱

قصّه چه کنم که در غمش آخر کار
تا خون نشوی به چشمشان درنایی ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۰ - آنجا که صفای دل بود دایهٔ عیش
گوهر بعدی:شماره ۱۱۲ - ای دل چو خراب گشتی آباد شوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.