هوش مصنوعی: این متن شعری از سعدی است که در آن شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن می‌گوید و آرزو می‌کند که ای کاش معشوق در آغوش او بود. شاعر همچنین از ناامیدی و تلخی دوری از معشوق می‌گوید و بیان می‌کند که حتی شکر در کام او تلخ است بدون دیدار معشوق. در نهایت، شاعر به وفاداری خود تا آخرین لحظه‌ی زندگی اشاره می‌کند و از درد پنهانی خود سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد.

غزل ۵۲۵ - اگر مانند رخسارت گلی در بوستانستی

اگر مانند رخسارت گلی در بوستانستی
زمین را از کمالیت شرف بر آسمانستی ۱

چو سرو بوستانستی وجود مجلس آرایت
اگر در بوستان سروی سخنگوی و روانستی ۲

نگارین روی و شیرین خوی و عنبربوی و سیمین تن
چه خوش بودی در آغوشم اگر یارای آنستی ۳

تو گویی در همه عمرم میسر گردد این دولت
که کام از عمر برگیرم و گر خود یک زمانستی ۴

جز این عیبت نمی‌دانم که بدعهدی و سنگین دل
دلارامی بدین خوبی دریغ ار مهربانستی ۵

شکر در کام من تلخ است بی دیدار شیرینش
و گر حلوا بدان ماند که زهرش در میانستی ۶

دمی در صحبت یاری ملک خوی پری پیکر
گر امید بقا باشد بهشت جاودانستی ۷

نه تا جان در جسد باشد وفاداری کنم با او
که تا تن در لحد باشد و گر خود استخوانستی ۸

چنین گویند سعدی را که دردی هست پنهانی
خبر در مغرب و مشرق نبودی گر نهانستی ۹

هر آن دل را که پنهانی قرینی هست روحانی
به خلوتخانه‌ای ماند که در در بوستانستی ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۷۲۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۲۴ - یارا قدحی پر کن از آن داروی مستی
گوهر بعدی:غزل ۵۲۶ - تعالی الله چه روی است آن که گویی آفتابستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.