هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساس غم و اندوه خود در بهار، به دلیل دوری از معشوق سخن میگوید. او با توصیف زیباییهای طبیعت در بهار، مانند نرگس، لاله و گل، به مقایسه آنها با چشمان، رخسار و لبهای معشوق میپردازد و بیان میکند که در نبود معشوق، حتی زیباترین مناظر بهاری نیز برایش ارزشی ندارند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۱ - هنگام بهار آمد و من بی رخ یار
هنگام بهار آمد و من بی رخ یار
رخساره به خون دیدگان کرده نگار ۱
چون چشم و رخ و لبش به پیشم نبود
مَه نرگس و مه لاله و مه گل مه بهار ۲
رخساره به خون دیدگان کرده نگار ۱
چون چشم و رخ و لبش به پیشم نبود
مَه نرگس و مه لاله و مه گل مه بهار ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۲۷۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
قبلی:الباب التاسع: فی السفر و الوداع
گوهر بعدی:شماره ۲ - گل آمد و توبهٔ خلایق بشکست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.