هوش مصنوعی:
شاعر در این متن عشق و وابستگی خود را به معشوق بیان میکند و اعلام میکند که هیچ پناهگاه و عذرخواهی جز او ندارد. او سرسپردگی خود را به راه عشق معشوق نشان میدهد و از گناهان خود در برابر معشوق سخن میگوید. همچنین، او برتری و سلطنت معشوق را مسلم میداند و از تأثیرات عشق او بر دل آشفتهاش میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۷۱ - کجا روم که مرا جز درت پناهی نیست
کجا روم که مرا جز درت پناهی نیست
به جز عنایت تو هیچ عذرخواهی نیست ۱
سرم فدای رهت باد تا نگویندت
که در طریقهٔ عشق تو سر به راهی نیست ۲
دلا ز باده پرستی خجل مشو کاین جرم
خطای ماست وگرنه تو را گناهی نیست ۳
سریر سلطنت او را مسلّم است ای دل
که غیر مسند تجرید تکیه گاهی نیست ۴
دلِ خیالیِ آشفته را که ناپیداست
در این که زلف تو برده ست اشتباهی نیست ۵
به جز عنایت تو هیچ عذرخواهی نیست ۱
سرم فدای رهت باد تا نگویندت
که در طریقهٔ عشق تو سر به راهی نیست ۲
دلا ز باده پرستی خجل مشو کاین جرم
خطای ماست وگرنه تو را گناهی نیست ۳
سریر سلطنت او را مسلّم است ای دل
که غیر مسند تجرید تکیه گاهی نیست ۴
دلِ خیالیِ آشفته را که ناپیداست
در این که زلف تو برده ست اشتباهی نیست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۰ - کدامین رسم و آیینی که در رندان مفرّد نیست
گوهر بعدی:شماره ۷۲ - که می داند میِ شوق از چه جام است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.