خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن از مفاهیمی مانند عشق، صبر، جفا، عزت، و تقدیر سخن میرود. شاعر به زیباییهای معشوق و تأثیر آن بر عاشقان اشاره میکند و در نهایت، از تسلیم جان در راه عشق صحبت میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از واژهها و عبارات نیاز به دانش ادبی و عرفانی پایه دارند.
شماره ۱۰۷ - اوّل استادی که عشق و حسن را تقسیم کرد
اوّل استادی که عشق و حسن را تقسیم کرد
عاشقان را صبر و خوبان را جفا تعلیم کرد ۱
طوبی قدّ تو را از راست بینان هر که دید
در سرافرازی بر او قدّ تو را تقدیم کرد ۲
جز مه رویت منجم هیچ مقصودی نداشت
ز این همه نقش دل افروزی که بر تقویم کرد ۳
آخرالامر از ره عزّت به جایی می رسد
هرکه خواری را ز راه مردمی تعظیم کرد ۴
گوهر جان در تن خاکی خیالی را ز دوست
چون امانت بود آخر هم بدو تسلیم کرد ۵
عاشقان را صبر و خوبان را جفا تعلیم کرد ۱
طوبی قدّ تو را از راست بینان هر که دید
در سرافرازی بر او قدّ تو را تقدیم کرد ۲
جز مه رویت منجم هیچ مقصودی نداشت
ز این همه نقش دل افروزی که بر تقویم کرد ۳
آخرالامر از ره عزّت به جایی می رسد
هرکه خواری را ز راه مردمی تعظیم کرد ۴
گوهر جان در تن خاکی خیالی را ز دوست
چون امانت بود آخر هم بدو تسلیم کرد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۶ - اگر معارضه حُسن تو را به حور افتد
گوهر بعدی:شماره ۱۰۸ - اهل دل در طلبت صاحب تدبیر شدند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.