هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و دلبستگی خود به معشوق سخن میگوید. او از زیباییهای معشوق مانند زلف و نافه و غمزههای فتنهانگیز او یاد میکند و از درد هجران و عشق نافرجام مینالد. شاعر همچنین به تقدیر و عاقبت کار اشاره میکند و از ناآگاهی خود و آگاهی باد صبا از حالش سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای سنین پایینتر پیچیده باشد.
شماره ۱۴۰ - تا دلم شیوهٔ آن زلف دوتا می داند
تا دلم شیوهٔ آن زلف دوتا می داند
صفت نافهٔ چین فکر خطا می داند ۱
با من آن غمزهٔ پر فتنه چه ها کرد و هنوز
در فن خویش چه گویم که چه ها می داند ۲
زلف مشگین تو با آن که پریشان حال است
مو به مو حال پریشانی ما می داند ۳
حالیا سوختهٔ آتش هجریم و هنوز
چه شود عاقبت کار خدا می داند ۴
بازم از غصه درون خون شد و زاین بیرون نیست
که نمی داند از آن لعل تو یا می داند ۵
بادپیمای خیالی به هوای قد توست
تو گر آگه نیی ای سرو صبا می داند ۶
صفت نافهٔ چین فکر خطا می داند ۱
با من آن غمزهٔ پر فتنه چه ها کرد و هنوز
در فن خویش چه گویم که چه ها می داند ۲
زلف مشگین تو با آن که پریشان حال است
مو به مو حال پریشانی ما می داند ۳
حالیا سوختهٔ آتش هجریم و هنوز
چه شود عاقبت کار خدا می داند ۴
بازم از غصه درون خون شد و زاین بیرون نیست
که نمی داند از آن لعل تو یا می داند ۵
بادپیمای خیالی به هوای قد توست
تو گر آگه نیی ای سرو صبا می داند ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۱۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۹ - تا دل به وصف آن دهن عرض تکلّم می کند
گوهر بعدی:شماره ۱۴۱ - تا راهروان در حرم دل نرسیدند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.