هوش مصنوعی: این شعر از عشق و دیوانگی سخن می‌گوید و از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر شاعر. همچنین به طبیعت و تشبیهات آن مانند گل و بلبل اشاره دارد. شاعر از رنج‌های عشق و جفای معشوق نیز می‌نالد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین برخی اشارات به رنج و جفا نیاز به درک بالاتری از احساسات انسانی دارد.

شماره ۱۳۹ - تا دل به وصف آن دهن عرض تکلّم می کند

تا دل به وصف آن دهن عرض تکلّم می کند
از غایت دیوانگی گه گه سخن گم می کند ۱

گر در حقیقت بنگری دانی که عین مردمی ست
آنچه ز شوی و جفا چشمت به مردم می کند ۲

گل نیز همچون جام می در رقص می آید به سر
بلبل چو در بزم چمن با خود ترنّم می کند ۳

گر ز آنکه گل ناموخته ست آیین بی رحمی ز تو
بر گریهٔ ابر از چه رو هر دم تبسّم می کند ۴

از فکر شام زلف تو روز خیالی تیره شد
وقت است اگر بر حال او چشمت ترحّم می کند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳۸ - تا خطت خود را به سودای خطا خواهد کشید
گوهر بعدی:شماره ۱۴۰ - تا دلم شیوهٔ آن زلف دوتا می داند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.