هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق و دردهای عشق است. شاعر از باد، اشک، شب و دیگر عناصر طبیعی برای توصیف حالات خود استفاده میکند و به مفاهیمی مانند انتظار، رنج عشق و زیبایی معشوق میپردازد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شماره ۱۴۲ - تا ز خاک قدمت باد خبر می آرد
تا ز خاک قدمت باد خبر می آرد
سرمه را دیده کجا پیش نظر می آرد ۱
باد صدبار سر زلف تو را جانب رخ
می برد تا که شبی را به سحر می آرد ۲
هر معمّا که به صد خون جگر گفت دلم
اشک می آید و چون آب به در می آرد ۳
پا منه بر سرِ آن رهگذر ای دل گستاخ
سروِ ما را چو از این راه گذر می آرد ۴
هر شبی اشک خیالی ز ره دریا بار
پیش کش نزد خیال تو گهر می آرد ۵
سرمه را دیده کجا پیش نظر می آرد ۱
باد صدبار سر زلف تو را جانب رخ
می برد تا که شبی را به سحر می آرد ۲
هر معمّا که به صد خون جگر گفت دلم
اشک می آید و چون آب به در می آرد ۳
پا منه بر سرِ آن رهگذر ای دل گستاخ
سروِ ما را چو از این راه گذر می آرد ۴
هر شبی اشک خیالی ز ره دریا بار
پیش کش نزد خیال تو گهر می آرد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۰۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۱ - تا راهروان در حرم دل نرسیدند
گوهر بعدی:شماره ۱۴۳ - تا ز عشق اهل نظر آئینه یی برساختند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.