هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عشق نافرجام و رنجهای دل شکسته سخن میگوید. شاعر از نگاه و ابروی معشوق به عنوان عوامل رنج خود یاد میکند و وفاداری خود را به عشقش نشان میدهد، حتی اگر با جفا همراه باشد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی قدیمی ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.
شماره ۱۴۷ - تا کافر چشمت ز مژه عزم سپه کرد
تا کافر چشمت ز مژه عزم سپه کرد
بر خون دلم غمزهٔ تو چشم سیه کرد ۱
این دل که کمین داشت بدآن چشم تو عمری
خم زد به فن ابروی تو تا چشم نگه کرد ۲
مسکین دلم ار خطّ تو را مشگ ختا گفت
دیوانه وشی بود خطا گفت و تبه کرد ۳
این نکته نشد روشنم از ماه که آخر
چندین که به رخسار تو زد لاف چه مه کرد ۴
از راه وفایت به جفا روی نتابم
زاین مرتبه چون عشق توام روی به ره کرد ۵
زآن گونه تو را قصد خیالی ست که گویی
اظهار هواداریِ تو کرد گنه کرد ۶
بر خون دلم غمزهٔ تو چشم سیه کرد ۱
این دل که کمین داشت بدآن چشم تو عمری
خم زد به فن ابروی تو تا چشم نگه کرد ۲
مسکین دلم ار خطّ تو را مشگ ختا گفت
دیوانه وشی بود خطا گفت و تبه کرد ۳
این نکته نشد روشنم از ماه که آخر
چندین که به رخسار تو زد لاف چه مه کرد ۴
از راه وفایت به جفا روی نتابم
زاین مرتبه چون عشق توام روی به ره کرد ۵
زآن گونه تو را قصد خیالی ست که گویی
اظهار هواداریِ تو کرد گنه کرد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۱۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۶ - تا ز نسیم رحتمش رایحهای به ما رسد
گوهر بعدی:شماره ۱۴۸ - تا گرد عارض تو خط سبز بردمید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.