هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از زیبایی و تأثیر معشوق بر طبیعت و عاشق سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر طبیعی مانند گلشن، سرو و غنچه، زیبایی معشوق را توصیف میکند و عشق به او را به عنوان تحفهای ارزشمند میستاید. همچنین، اشارهای به تقسیم شوق با اهل درد دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و ادبی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از زبان و تصاویر شاعرانه ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۱۴۹ - تا گلشن از طراوت روی تو یاد داد
تا گلشن از طراوت روی تو یاد داد
سرو از هوای قامت تو سر به باد داد ۱
دلتنگ بود غنچه به صد رو چو من ولی
پایش صبا گرفت و خدایش گشاد داد ۲
با گل نداد حسن رخت نقشبند صنع
پیرایه یی ست حسن که با هر که داد داد ۳
اسباب نامرادیِ جاوید بود و غم
عشق تو تحفه یی که بدین نامراد داد ۴
با اهل درد عشق تو تقسیم شوق کرد
چیزی زِ یادِ تو به خیالی زیاد داد ۵
سرو از هوای قامت تو سر به باد داد ۱
دلتنگ بود غنچه به صد رو چو من ولی
پایش صبا گرفت و خدایش گشاد داد ۲
با گل نداد حسن رخت نقشبند صنع
پیرایه یی ست حسن که با هر که داد داد ۳
اسباب نامرادیِ جاوید بود و غم
عشق تو تحفه یی که بدین نامراد داد ۴
با اهل درد عشق تو تقسیم شوق کرد
چیزی زِ یادِ تو به خیالی زیاد داد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۳۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۸ - تا گرد عارض تو خط سبز بردمید
گوهر بعدی:شماره ۱۵۰ - تا نخست از طرف عشق تو فرمان نرسید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.