هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه بیانگر درد و رنج عشق نافرجام و هجران است. شاعر از فراق معشوق و نرسیدن به وصال او مینالد و تأکید میکند که بدون عشق، حتی کوچکترین دردها نیز قابل بیان نیستند و بدون رحمت معشوق، راهنماها نیز به مقصد نمیرسند.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، موضوع هجران و درد عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۵۰ - تا نخست از طرف عشق تو فرمان نرسید
تا نخست از طرف عشق تو فرمان نرسید
شرح حال دل موری به سلیمان نرسید ۱
تا نشد راهبر تشنه لبان رحمت تو
قدم خضر به سرچشمهٔ حیوان نرسید ۲
ما و اندیشهٔ دردت که مریض غم عشق
بی طلبکاری درد تو به درمان نرسید ۳
آه کاندر طلب وصل توام عمر عزیز
برسید آخر و این راه به پایان نرسید ۴
عشق روزی که بلاهای تو قسمت می کرد
به خیالی به جز از محنت هجران نرسید ۵
شرح حال دل موری به سلیمان نرسید ۱
تا نشد راهبر تشنه لبان رحمت تو
قدم خضر به سرچشمهٔ حیوان نرسید ۲
ما و اندیشهٔ دردت که مریض غم عشق
بی طلبکاری درد تو به درمان نرسید ۳
آه کاندر طلب وصل توام عمر عزیز
برسید آخر و این راه به پایان نرسید ۴
عشق روزی که بلاهای تو قسمت می کرد
به خیالی به جز از محنت هجران نرسید ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۲۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۹ - تا گلشن از طراوت روی تو یاد داد
گوهر بعدی:شماره ۱۵۱ - تا نشد زلفت پریشان وقت ما برهم نزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.