هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از فتنهگری معشوق و درد دلهای خود مینالد و صبر و تحمل را تنها راه حل میداند. همچنین، به مقایسههایی مانند منصور حلاج اشاره میکند و از وفاداری خود به معشوق سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات مانند مقایسه با منصور حلاج نیاز به دانش پیشینهای دارد که معمولاً در سنین بالاتر کسب میشود.
شماره ۱۵۵ - چشمت که به جز فتنه گری کار ندارد
چشمت که به جز فتنه گری کار ندارد
شوخی ست که در شیوهٔ خود یار ندارد ۱
ایمن ز دل آزاریِ چشمِ تو عزیز است
کآن شوخ بد آموخته را خوار ندارد ۲
از دولت هجران تو حاصل دل ریشم
جز صبرِ کم و محنت بسیار ندارد ۳
حاشا که چو منصور بسرّ تو برد پی
هر بی سروپایی که سرِ دار ندارد ۴
گویم که سگ کوی تو را نام خیالی ست
زین نام سگ کوی تو گر عار ندارد ۵
شوخی ست که در شیوهٔ خود یار ندارد ۱
ایمن ز دل آزاریِ چشمِ تو عزیز است
کآن شوخ بد آموخته را خوار ندارد ۲
از دولت هجران تو حاصل دل ریشم
جز صبرِ کم و محنت بسیار ندارد ۳
حاشا که چو منصور بسرّ تو برد پی
هر بی سروپایی که سرِ دار ندارد ۴
گویم که سگ کوی تو را نام خیالی ست
زین نام سگ کوی تو گر عار ندارد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۴ - چشمت آزار ما چه می خواهد
گوهر بعدی:شماره ۱۵۶ - چنین که چشم تو پروای دادخواه ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.