هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و غنایی است که از مفاهیمی مانند مینوشی، عشق، رهایی از دنیای مادی، و طلب بخشش از یار سخن میگوید. شاعر از پیر مغان، ساقی، و جام میگوید و به مفاهیم عرفانی مانند گشودن درهای رحمت و رهایی از بندهای دنیوی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و غنایی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، اشاره به مینوشی و مفاهیم مرتبط با آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۱۶۶ - خیز که پیر مغان میکده را درگشاد
خیز که پیر مغان میکده را درگشاد
نوبت مستی رسید باده بده برگشاد ۱
دولت جم بایدت سر مکش از خطّ جام
چون خم تجرید را ساقی جان سرگشاد ۲
گر درِ طاعت ببست یار به رویم چه باک
چون ز ره مرحمت صد درِ دیگر گشاد ۳
در طرف نیستی تا نشدم گم نیافت
بستگی کارم از پیر قلندر گشاد ۴
چشم خیالی ز اشک مخزن یاقوت شد
تا به تبسّم لبت حقّهٔ گوهر گشاد ۵
نوبت مستی رسید باده بده برگشاد ۱
دولت جم بایدت سر مکش از خطّ جام
چون خم تجرید را ساقی جان سرگشاد ۲
گر درِ طاعت ببست یار به رویم چه باک
چون ز ره مرحمت صد درِ دیگر گشاد ۳
در طرف نیستی تا نشدم گم نیافت
بستگی کارم از پیر قلندر گشاد ۴
چشم خیالی ز اشک مخزن یاقوت شد
تا به تبسّم لبت حقّهٔ گوهر گشاد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۵ - خیال روی تو از سر به در نخواهم کرد
گوهر بعدی:شماره ۱۶۷ - در ازل مهر تو با جان رقم غم می زد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.