هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه به توصیف احساسات شاعر نسبت به معشوق میپردازد. شاعر از غمزههای چشم معشوق، خط زیبای او، زلفهای راهزن و کمر نازکش سخن میگوید و بیان میکند که این ویژگیها دل او را ربودهاند. همچنین، شاعر از تأثیرات عاطفی این زیباییها بر خود میگوید، مانند به یاد آوردن لطف معشوق و تأثیر آن بر چشم و دهانش.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی است که برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، درک عمیقتر از شعر کلاسیک ممکن است برای کودکان دشوار باشد.
شماره ۱۸۵ - ز غمزه چشم تو چون تیر در کمان آورد
ز غمزه چشم تو چون تیر در کمان آورد
خطت به ریختن خون من نشان آورد ۱
کمند زلف تو یارب چه راهزن دزدی ست
که بُرد نقد دل ما و رو به جان آورد ۲
به نازکی کمرت هر دلی که از مردم
ربوده بود به یک نکته در میان آورد ۳
به یاد لطف عذار تو مردم چشمم
هزار بار دم آب در دهان آورد ۴
گذشته بود خیالی ز کوی رسوایی
خیال زلف تواش باز موکشان آورد ۵
خطت به ریختن خون من نشان آورد ۱
کمند زلف تو یارب چه راهزن دزدی ست
که بُرد نقد دل ما و رو به جان آورد ۲
به نازکی کمرت هر دلی که از مردم
ربوده بود به یک نکته در میان آورد ۳
به یاد لطف عذار تو مردم چشمم
هزار بار دم آب در دهان آورد ۴
گذشته بود خیالی ز کوی رسوایی
خیال زلف تواش باز موکشان آورد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۴ - ز بهر غارت جان عشق لشکر اندازد
گوهر بعدی:شماره ۱۸۶ - سپاه عشق از آن لحظه خیمه بالا زد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.