هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عشق و رنجهای آن سخن میگوید. شاعر از غمهای عشق، رقیب، و تأثیرات عمیق آن بر روح و جان خود مینویسد. همچنین، به عواقب عشق و هیجانهای ناشی از آن در زندگی و حتی پس از مرگ اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و محبت شدید ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شماره ۱۸۴ - ز بهر غارت جان عشق لشکر اندازد
ز بهر غارت جان عشق لشکر اندازد
به هر دیار که رو آورد براندازد ۱
گهی که چشم تو فرمان دهد به خون ریزی
نخست تیغ تو از ذوق آن سراندازد ۲
میان ما و غمت محرمی ست لیک رقیب
بر آن سر است که ما را به هم دراندازد ۳
مرا ز پای در انداخت دست محنت تو
هزار بار برآنم که دیگر اندازد ۴
کمان کین مکش ای فتنه جو که نزدیک است
که مرغ روح ز سهم بلا پر اندازد ۵
اگر حدیث خیالی به حشرگاه رسد
ز عشق ولوله در صفّ محشر اندازد ۶
به هر دیار که رو آورد براندازد ۱
گهی که چشم تو فرمان دهد به خون ریزی
نخست تیغ تو از ذوق آن سراندازد ۲
میان ما و غمت محرمی ست لیک رقیب
بر آن سر است که ما را به هم دراندازد ۳
مرا ز پای در انداخت دست محنت تو
هزار بار برآنم که دیگر اندازد ۴
کمان کین مکش ای فتنه جو که نزدیک است
که مرغ روح ز سهم بلا پر اندازد ۵
اگر حدیث خیالی به حشرگاه رسد
ز عشق ولوله در صفّ محشر اندازد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۲۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۳ - روی تو طعنه بر گُل سیراب می زند
گوهر بعدی:شماره ۱۸۵ - ز غمزه چشم تو چون تیر در کمان آورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.