هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غمگین درباره عشق بی‌پاسخ و رنج‌های ناشی از آن است. شاعر از دوری معشوق و بی‌وفایی روزگار شکایت می‌کند و بیان می‌کند که هیچ چیز نمی‌تواند او را از این عشق رها کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و عرفانی موجود در شعر نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۲۳۲ - ما را ز سر خیال تو بیرون نمی شود

ما را ز سر خیال تو بیرون نمی شود
عهدی که هست با تو دگرگون نمی شود ۱

سر می نهم به پای خیالت ولی چه سود
بی روی بخت کار به سر چون نمی شود ۲

عاقل نباشد آنکه به لیلی وشی چو تو
سودای وصل دارد و مجنون نمی شود ۳

وه کز تو سوختیم چو عود و هنوز کار
در چنگ روزگار به قانون نمی شود ۴

در دیده و دلی و دمی نیست زین حسد
کاندر میان دیده و دل خون نمی شود ۵

شب نیست کز غم مه رویت هزار بار
آهِ من شکسته به گردون نمی شود ۶

هر نکته یی که طبع خیالی خیال بست
بی اقتضای قد تو موزون نمی شود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۳۱ - لبت جانبخش و دلجو می نماید
گوهر بعدی:شماره ۲۳۳ - ماه رخسارِ تو دید و عاشقی بنیاد کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.