هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و سوز عاشقانه خود سخن میگوید. او با تشبیه خود به شمع و ذرات گرد، از رنجها و تبهای عشق مینالد، اما در عین حال از عشق به معشوق لذت میبرد. او حاضر است هر بلایی را از سر زلف معشوق بپذیرد و مانند لیلی و مجنون، اسیر عشق است.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۰۵ - ما که هرشب همچو شمع از تاب و تب در آتشیم
ما که هرشب همچو شمع از تاب و تب در آتشیم
با خیال نرگست درعین بیماری خوشیم ۱
سالها بودیم رقصان در هوایت ذرّه وار
واین زمان افتاده چون گردی به روی مفرشیم ۲
گه نشسته در عرق گه درتبیم از اشک و سوز
مختصر یعنی که در عشقت به آب و آتشیم ۳
گفته ای زلفم مکش ورنه بلا خواهی کشید
هر بلایی کز سر زلف تو آید می کشیم ۴
تا پی قید خیالی گرد گرد عارضت
زلف چون زنجیر تو لیلی ست ما مجنون وشیم ۵
با خیال نرگست درعین بیماری خوشیم ۱
سالها بودیم رقصان در هوایت ذرّه وار
واین زمان افتاده چون گردی به روی مفرشیم ۲
گه نشسته در عرق گه درتبیم از اشک و سوز
مختصر یعنی که در عشقت به آب و آتشیم ۳
گفته ای زلفم مکش ورنه بلا خواهی کشید
هر بلایی کز سر زلف تو آید می کشیم ۴
تا پی قید خیالی گرد گرد عارضت
زلف چون زنجیر تو لیلی ست ما مجنون وشیم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۴ - ما ز تقصیر عبادت چون پشیمان آمدیم
گوهر بعدی:شماره ۳۰۶ - مرا که بر سر کویت سگ وفا دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.