هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و فراق یار خود میگوید و از اسرار نهان و وعدههای تحقق نیافته سخن میراند. او با وجود درد و رنج، صبر پیشه کرده و امیدوار به رحمت عام یار است. همچنین، به ناتوانی در تحقق آرزوهای خیالی خود اشاره میکند و خدمت به معشوق را چارهکار میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و استعارههای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۱۹ - گرچه اسرار نهانی می شود معلوم من
گرچه اسرار نهانی می شود معلوم من
زآن چه حاصل چون نشد هیچ آن دهان مفهوم من ۱
یار بوسی وعده فرمود از دهان خود مرا
آه اگر گردد چو دی آن وعدهٔ معدوم من ۲
دم به دم خون می خورم از بخت خویش و صابرم
کاین شد از خوان ارادت در ازل مرسوم من ۳
گرچه شد دور از حریم خاص وصل او نشد
ناامید از رحمت عامش دل محروم من ۴
کی شدی کار خیالی راست از کوشش اگر
چارهٔ کارش نکردی خدمت مخدوم من ۵
زآن چه حاصل چون نشد هیچ آن دهان مفهوم من ۱
یار بوسی وعده فرمود از دهان خود مرا
آه اگر گردد چو دی آن وعدهٔ معدوم من ۲
دم به دم خون می خورم از بخت خویش و صابرم
کاین شد از خوان ارادت در ازل مرسوم من ۳
گرچه شد دور از حریم خاص وصل او نشد
ناامید از رحمت عامش دل محروم من ۴
کی شدی کار خیالی راست از کوشش اگر
چارهٔ کارش نکردی خدمت مخدوم من ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۸ - گر تو را میلی ست بر قتل زبون خویشتن
گوهر بعدی:شماره ۳۲۰ - گر شود بر خاک کویت فرصت سر باختن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.