هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و رنجهای آن سخن میگوید. شاعر بیان میکند که عشق معشوق بسیار دشوار است و دل او تنها نیست، بلکه دیگر دردمندان نیز با همین مشکل روبرو هستند. او از خطرات راه عشق و زندان دنیوی میگوید و اشاره میکند که برای رسیدن به روشنایی، باید از نیستی گذشت. در پایان، از جام می و ساقی سخن میگوید که گویی هر دو در قتل عاشق همداستاناند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر وجود دارد که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'قتل خیالی' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۳۷۳ - مشکل عشق تو بسیار است و ما را دل یکی
مشکل عشق تو بسیار است و ما را دل یکی
نیست تنها دردمندان تو را مشکل یکی ۱
ای دل ار عزم طریق راه عشقت در سر است
این بیابان رهزنی دارد به هر منزل یکی ۲
گر تو را در سر هوای گلستان جنّت است
پای بیرون نه از این زندان آب و گل یکی ۳
حاصل هر دو جهان درباختم تا، روشنم
شد که هست از نیستی هر دو جهان حاصل یکی ۴
جام می از لعل ساقی از چه رو خون ریز شد
هر دو را گر نیست در قتل خیالی دل یکی ۵
نیست تنها دردمندان تو را مشکل یکی ۱
ای دل ار عزم طریق راه عشقت در سر است
این بیابان رهزنی دارد به هر منزل یکی ۲
گر تو را در سر هوای گلستان جنّت است
پای بیرون نه از این زندان آب و گل یکی ۳
حاصل هر دو جهان درباختم تا، روشنم
شد که هست از نیستی هر دو جهان حاصل یکی ۴
جام می از لعل ساقی از چه رو خون ریز شد
هر دو را گر نیست در قتل خیالی دل یکی ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷۲ - مرا در بزم رندان جرعه نوشی
گوهر بعدی:شماره ۳۷۴ - مشاطّه سر زلف تو ببرید به بازی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.