هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق، جنون عاشقانه، جدایی و درد فراق سخن میگوید. همچنین اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند وحدت وجود و تجلی حق در مظاهر جهان دارد. در پایان، شاعر از علی(ع) به عنوان مظهر حق یاد میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا، مناسب مخاطبان با سطح درک ادبی بالاتر است.
شماره ۳۴ - خبر از حی مگر آورده کسی مجنون را
خبر از حی مگر آورده کسی مجنون را
که گشوده بره قافله جوی خون را ۱
از پی پرسش دل سلسله موئی آمد
تا که زنجیر فرستاد دگر مجنون را ۲
گریه از کشته شدن نیست از آن میگریم
که بشوئی زسرانگشت نشان خون را ۳
گذر قافله بر چشم ترم گر افتد
بعد از این دجله نخوانند دگر جیحون را ۴
بسکه بحرین دویده زغمت درافشاند
به پشیزی نستانند در مکنون را ۵
همه اسباب نشاطم اگر آماده کنند
چون نیائی چه نشاط است دل محزون را ۶
از تو پیوسته تمام است از او گه ناقص
با مه روی تو فرق است مه گردون را ۷
پرده بردار که آن نرگس فتان بیند
تا دگر عیب نگویند من مفتون را ۸
گفت آشفته که زنجیر کند رفع جنون
زلفت آشفته کند از چه دل محزون را ۹
رفع آشفتگی از این دل شیدا نشود
تا مگر وصف کنی آینه بیچون را ۱۰
علی عالی اعلی ولی و مظهر حق
کاورد پنجه او در حرکت گردون را ۱۱
که گشوده بره قافله جوی خون را ۱
از پی پرسش دل سلسله موئی آمد
تا که زنجیر فرستاد دگر مجنون را ۲
گریه از کشته شدن نیست از آن میگریم
که بشوئی زسرانگشت نشان خون را ۳
گذر قافله بر چشم ترم گر افتد
بعد از این دجله نخوانند دگر جیحون را ۴
بسکه بحرین دویده زغمت درافشاند
به پشیزی نستانند در مکنون را ۵
همه اسباب نشاطم اگر آماده کنند
چون نیائی چه نشاط است دل محزون را ۶
از تو پیوسته تمام است از او گه ناقص
با مه روی تو فرق است مه گردون را ۷
پرده بردار که آن نرگس فتان بیند
تا دگر عیب نگویند من مفتون را ۸
گفت آشفته که زنجیر کند رفع جنون
زلفت آشفته کند از چه دل محزون را ۹
رفع آشفتگی از این دل شیدا نشود
تا مگر وصف کنی آینه بیچون را ۱۰
علی عالی اعلی ولی و مظهر حق
کاورد پنجه او در حرکت گردون را ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳ - ای بلبل شوریده بکن تازه نفس را
گوهر بعدی:شماره ۳۵ - ای رفته و نشناخته قدر دل ما را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.