هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی است که به موضوعاتی مانند عشق، فداکاری، دوری از خودخواهی، و رسیدن به حقیقت از طریق عشق الهی می‌پردازد. شاعر از مفاهیمی مانند قرب به معشوق، دوری از دنیای مادی، و ارزش معنوی عشق سخن می‌گوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیم صوفیانه مانند زهد و رهایی از تعلقات دنیوی دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات و استعاره‌های به کار رفته نیاز به دانش ادبی و عرفانی دارد که معمولاً در سنین بالاتر کسب می‌شود.

شماره ۱۳۰ - خون می‌خوری و نیستت از خلق مخافت

خون می‌خوری و نیستت از خلق مخافت
تا چند کنی شوخی تا چند ظرافت ۱

ای حسن و صباحت اثری از گل رویت
از چاه زنخدان تو خورد آب لطافت ۲

بوی می‌اش آورد سوی خانه خمار
زاهد که مکان داشت به بازار خرافت ۳

در راه طلب راحت و رنج است مساوی
عاشق بود آسوده زآسایش و آفت ۴

قرب درِ جانان طلب، دور شو از خود
کاین دوریت از سر ببرد بعد مسافت ۵

ای مغبچه در دیر مغان پرده برافکن
تا کعبه سوی دیر شتابد به شرافت ۶

مهمان نتوان بود مگر خوان بلا را
گر عشق نهد سفره‌ی از بهر ضیافت ۷

آشفته به جز مهر تو در دل ندهد راه
بر غیر علی نیست سزا تخت خلافت ۸

در هر دو جهان مالک ملکی به حقیقت
بر کون و مکان جمله خدایی به اضافت ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۹ - آن‌را که دوست هست چه پروای دشمن است
گوهر بعدی:شماره ۱۳۱ - تا خم و خمخانه بدست علیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.