هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که بر اهمیت عشق و محبت تأکید دارد و آن را بالاتر از هر مقام و سلطنت دنیوی میداند. شاعر عشق را به عنوان تنها راه ورود به سلطنت حقیقی معرفی میکند و معتقد است که عشق به معشوق (که میتواند اشارهای به خداوند یا علی(ع) داشته باشد) ارزشمندتر از هر ملک و مملکتی است. همچنین، این شعر به ناتوانی انسان در شناخت ذات الهی و نیاز به معرفت نفس اشاره دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق الهی و معرفت نفس نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه زندگی دارند.
شماره ۱۶۹ - جز عشق کسی را به درون سلطنتی نیست
جز عشق کسی را به درون سلطنتی نیست
معشوق تر از ملک دلم مملکتی نیست ۱
جبریل کجا دم زند از رتبه عاشق
کو را به جز از بام فلک منزلتی نیست ۲
ذات همه کس را به صفت می نشناسد
زان ذات چه گویم که به رنگ صفتی نیست ۳
هان جهد کن و کسوت جان گیر ز جانان
کاین جامه جسمت به جز از عاریتی نیست ۴
اغیار هم از خوان عطایش برد انعام
با هیچکسش نیست که خود مرحمتی نیست ۵
کی معرفت شاهد معنی کند ادراک
آن شخص که در خویشتنش معرفتی نیست ۶
خاصیت درمان دهدت درد محبت
خوش باش به این داغ که بی خاصیتی نیست ۷
سلطان ز پی مصلحت ملک کند خون
درویش بود آن که پی مصلحتی نیست ۸
بر کشته هر کس دیتی شرع نویسد
جز کشته عشقت که به جز تو دیتی نیست ۹
عشق تو مرا تربیت از حب علی داد
آشفته به از این به جهان تربیتی نیست ۱۰
معشوق تر از ملک دلم مملکتی نیست ۱
جبریل کجا دم زند از رتبه عاشق
کو را به جز از بام فلک منزلتی نیست ۲
ذات همه کس را به صفت می نشناسد
زان ذات چه گویم که به رنگ صفتی نیست ۳
هان جهد کن و کسوت جان گیر ز جانان
کاین جامه جسمت به جز از عاریتی نیست ۴
اغیار هم از خوان عطایش برد انعام
با هیچکسش نیست که خود مرحمتی نیست ۵
کی معرفت شاهد معنی کند ادراک
آن شخص که در خویشتنش معرفتی نیست ۶
خاصیت درمان دهدت درد محبت
خوش باش به این داغ که بی خاصیتی نیست ۷
سلطان ز پی مصلحت ملک کند خون
درویش بود آن که پی مصلحتی نیست ۸
بر کشته هر کس دیتی شرع نویسد
جز کشته عشقت که به جز تو دیتی نیست ۹
عشق تو مرا تربیت از حب علی داد
آشفته به از این به جهان تربیتی نیست ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۸ - آن فتنه زانجمن چو برخاست
گوهر بعدی:شماره ۱۷۰ - مجوی چشمه حیوان بجان طلب لب دوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.