هوش مصنوعی:
این متن شعری است که درد هجران و عشق را بیان میکند. شاعر از دوری معشوق و رنجهای ناشی از آن مینالد و از تأثیر عشق بر زندگی خود سخن میگوید. همچنین، اشاراتی به قدرت عشق و تأثیر آن بر جهان دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۱۸۲ - مرا که هجر تو در ششدر هلاک انداخت
مرا که هجر تو در ششدر هلاک انداخت
پس از تو نرد غم عشق با که خواهم باخت ۱
زهر چه هست بپرداختیم خانه ولی
زدوست خانه دل را نمیتوان پرداخت ۲
بمزدقان برو ای باد مژگانی بر
که ترکی از تو همه فارس را مسخر ساخت ۳
بر آن نگار زرندی چه شد مسلم فارس
لوای حسن دگرباره بر عراق افراخت ۴
شد است خاک من اکسیر عشق پنداری
تنم زبوته مهرت فلک زبسکه گداخت ۵
رسد بکعبه مقصود آن طلبکاری
که پای را زسر اندر ره طلب نشناخت ۶
اگر خدای نمیخواست کردن آشفته
چرا شکنج سر زلف تو پریشان ساخت ۷
پس از تو نرد غم عشق با که خواهم باخت ۱
زهر چه هست بپرداختیم خانه ولی
زدوست خانه دل را نمیتوان پرداخت ۲
بمزدقان برو ای باد مژگانی بر
که ترکی از تو همه فارس را مسخر ساخت ۳
بر آن نگار زرندی چه شد مسلم فارس
لوای حسن دگرباره بر عراق افراخت ۴
شد است خاک من اکسیر عشق پنداری
تنم زبوته مهرت فلک زبسکه گداخت ۵
رسد بکعبه مقصود آن طلبکاری
که پای را زسر اندر ره طلب نشناخت ۶
اگر خدای نمیخواست کردن آشفته
چرا شکنج سر زلف تو پریشان ساخت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۴۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۱ - اگر آنزلف و بناگوش بود و آن قد و قامت
گوهر بعدی:شماره ۱۸۳ - آن غمی را که کران نیست غم حرمانست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.