هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به بیان احساسات عمیق عاشقانه، درد هجران، و غمهای بیکران میپردازد. شاعر از عشق، فراق، و اشتیاق سخن میگوید و از طبیعت و عناصری مانند گل، ابر، و باغ برای تشبیه احساسات خود استفاده میکند. همچنین، اشارهای به یوسف و زلیخا دارد که نماد عشق و رنج هستند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و اشاره به داستانهای عرفانی مانند یوسف و زلیخا نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۸۳ - آن غمی را که کران نیست غم حرمانست
آن غمی را که کران نیست غم حرمانست
آن شبی را که سحر نیست شب هجرانست ۱
غیرت عشق نداری اثری در تو مگر
یوسف تست زلیخا که در این زندانست ۲
می نشاید که برد منت بیجا زطبیب
درمند تو که مستغنی از درمانست ۳
بهر خندیدن گل تا کی و چند اندر باغ
ابر نیسان چو من سوخته دل گریانست ۴
هر یکی رشحه از چشمه چشم تر ماست
این که گویند که این قلزم و آن عمانست ۵
وه که هر روز که خواهم غمت از دل بنهم
شوق من بر رخ زیبای تو صد چندانست ۶
رفت چون گلشن شیراز بتاراج خزان
بر سر آشفته کنونم هوس تهرانست ۷
آن شبی را که سحر نیست شب هجرانست ۱
غیرت عشق نداری اثری در تو مگر
یوسف تست زلیخا که در این زندانست ۲
می نشاید که برد منت بیجا زطبیب
درمند تو که مستغنی از درمانست ۳
بهر خندیدن گل تا کی و چند اندر باغ
ابر نیسان چو من سوخته دل گریانست ۴
هر یکی رشحه از چشمه چشم تر ماست
این که گویند که این قلزم و آن عمانست ۵
وه که هر روز که خواهم غمت از دل بنهم
شوق من بر رخ زیبای تو صد چندانست ۶
رفت چون گلشن شیراز بتاراج خزان
بر سر آشفته کنونم هوس تهرانست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۴۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۲ - مرا که هجر تو در ششدر هلاک انداخت
گوهر بعدی:شماره ۱۸۴ - هر که را سر زوفا خاک ره مقصود است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.