هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر احساسات بندهای است که خود را کاملاً تسلیم معشوق (یا پروردگار) کرده است. شاعر از فراق شکایت دارد و وصال را آرزو میکند. او از وفاداری خود میگوید و از معشوق میخواهد که او را از خود دور نکند. در ادامه، شاعر به زیباییها و کمالات معشوق اشاره میکند و از خداوند میخواهد که این کمالات را حفظ کند. در پایان، شاعر به علی(ع) اشاره میکند و او را منشأ تمیز، عزت، جمال و جلال میداند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر وجود دارد که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه دارد. همچنین، برخی از اشارات مذهبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۲۹۸ - منم که بنده ی مملوکم و عبید جلالت
منم که بنده ی مملوکم و عبید جلالت
چه جرم رفت که میرانیم زبزم وصالت ۱
حرام باد مرا زندگی بشام فراقت
بکش ببزم وصالت که خون بنده حلالت ۲
فشاندم از مژه آبی که برنخیزد از آن گرد
بهل که خاک شود تن بر آستان جلالت ۳
زخون دل شده میراب عمریش مژه من
کنون که شد ثمری غیر گو مچین زنهالت ۴
اگرچه خضر شوم غوطه ور بچشمه حیوان
که چون سکندر لب تشنه ام بجام زلالت ۵
زمن بر آینه ات گر نشسته گرد ملالی
بشوی آینه از آب عفو گرد ملالت ۶
غلام حلقه بگوشت منم مرا مفروش
اگر چه خلق جهانند هندوی خط و خالت ۷
گمان مدار که کفران نعمت تو نمودم
که هست قوت شبانروزیم زخوان نوالت ۸
زکواة حسن زدرویش خویش باز گرفتی
بآن گمان که فزاید مگر بگنج جمالت ۹
ولی کمال چو دادت خدای مال ببخشای
مباد اینکه رسد آفتی بعین کمالت ۱۰
اگر ببزم خود آشفته را دوباره بخوانی
دوام عمر بخواهد همی زحیدر و آلت ۱۱
علی که داد تمیزت علی که کرد عزیزت
علی که داد جمالت علی که داد جلالت ۱۲
چه جرم رفت که میرانیم زبزم وصالت ۱
حرام باد مرا زندگی بشام فراقت
بکش ببزم وصالت که خون بنده حلالت ۲
فشاندم از مژه آبی که برنخیزد از آن گرد
بهل که خاک شود تن بر آستان جلالت ۳
زخون دل شده میراب عمریش مژه من
کنون که شد ثمری غیر گو مچین زنهالت ۴
اگرچه خضر شوم غوطه ور بچشمه حیوان
که چون سکندر لب تشنه ام بجام زلالت ۵
زمن بر آینه ات گر نشسته گرد ملالی
بشوی آینه از آب عفو گرد ملالت ۶
غلام حلقه بگوشت منم مرا مفروش
اگر چه خلق جهانند هندوی خط و خالت ۷
گمان مدار که کفران نعمت تو نمودم
که هست قوت شبانروزیم زخوان نوالت ۸
زکواة حسن زدرویش خویش باز گرفتی
بآن گمان که فزاید مگر بگنج جمالت ۹
ولی کمال چو دادت خدای مال ببخشای
مباد اینکه رسد آفتی بعین کمالت ۱۰
اگر ببزم خود آشفته را دوباره بخوانی
دوام عمر بخواهد همی زحیدر و آلت ۱۱
علی که داد تمیزت علی که کرد عزیزت
علی که داد جمالت علی که داد جلالت ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۲۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۷ - تا با رقیب یار دمی گرم صحبت است
گوهر بعدی:شماره ۲۹۹ - این روز پی خجسته میلاد احمد است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.