هوش مصنوعی:
متن بالا از مولانا جلالالدین رومی است که به موضوع عرفان و عشق الهی میپردازد. در این شعر، مؤذن میخواند و ساقی کلید پیروزی را در دست دارد. شاعر از رها کردن خرقه ظاهری و رسیدن به آرامش روح سخن میگوید و تجربههای عرفانی خود را بیان میکند. همچنین، اشارهای به شهیدان عشق و سخنان بشر درباره ریحان و روح دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به کار رفته ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۳۰۹ - مؤذن میخانه زد بانگ صبوح
مؤذن میخانه زد بانگ صبوح
بر کف ساقی است مفتاح فتوح ۱
خرقه تن چند باشد بارجان
خرقه را بگذار و بستان راح روح ۲
آنچه من دیدم زچشم خویش دوش
کی زطوفان دیده در یکعمر نوح ۳
شب نشینان خمار عشق را
نیست درد سر بامید صبوح ۴
از شهیدان غمش آشفته گفت
قال بشر هم بریحان و روح ۵
بر کف ساقی است مفتاح فتوح ۱
خرقه تن چند باشد بارجان
خرقه را بگذار و بستان راح روح ۲
آنچه من دیدم زچشم خویش دوش
کی زطوفان دیده در یکعمر نوح ۳
شب نشینان خمار عشق را
نیست درد سر بامید صبوح ۴
از شهیدان غمش آشفته گفت
قال بشر هم بریحان و روح ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۸ - تو آن شهی که زافلاکیان ستانی باج
گوهر بعدی:شماره ۳۱۰ - وقت آنست که بیرون فکنی رخت از کاخ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.