هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق زمینی و آسمانی سخن میگوید. شاعر از دلدردهای عاشقانه، زیباییهای طبیعت و معشوق، و همچنین از عشق به حیدر (علی) به عنوان پناهگاه خود یاد میکند. او از فقر و حقارت دنیوی دوری میجوید و به عشق و حقیقت متوسل میشود.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و تاریخی نیاز به دانش پیشینهای دارد.
شماره ۳۲۲ - اگر بسینه دل دغدار من باشد
اگر بسینه دل دغدار من باشد
هزار لاله و گل در کنار من باشد ۱
اسیر گل شدن و پیش شمع جان دادن
نه کار بلبل و پروانه کار من باشد ۲
چه غم که سنبل و گل رفت از چمن بیرون
که خط و خد بتان نو بهار من باشد ۳
کهن سمندر عشقم نیم چو پروانه
از آن قرار در آتش قرار من باشد ۴
حدیث چهره عذرا مگو بر وامق
در انجمن چو بت گلعذار من باشد ۵
برزم پیل تنانش بخاک رخ مالند
پیاده گر چه بت شهسوار من باشد ۶
مگو که جنس وجودت زچیست آشفته
زتار زلف بتان پود و تار من باشد ۷
اگر چه بختی مستم زجوش باده شوق
کمند عشق نکویان مهار من باشد ۸
مرا که کسوت فقر است زیب قامت صدق
زتاج کسوت جمشید عار من باشد ۹
بشرب چشمه تسنیم و کوثرم چه هوس
زحوض میکده آبشار من باشد ۱۰
زخیل فتنه آخر زمان مرا چه غمست
اگر ولایت حیدر حصار من باشد ۱۱
هزار لاله و گل در کنار من باشد ۱
اسیر گل شدن و پیش شمع جان دادن
نه کار بلبل و پروانه کار من باشد ۲
چه غم که سنبل و گل رفت از چمن بیرون
که خط و خد بتان نو بهار من باشد ۳
کهن سمندر عشقم نیم چو پروانه
از آن قرار در آتش قرار من باشد ۴
حدیث چهره عذرا مگو بر وامق
در انجمن چو بت گلعذار من باشد ۵
برزم پیل تنانش بخاک رخ مالند
پیاده گر چه بت شهسوار من باشد ۶
مگو که جنس وجودت زچیست آشفته
زتار زلف بتان پود و تار من باشد ۷
اگر چه بختی مستم زجوش باده شوق
کمند عشق نکویان مهار من باشد ۸
مرا که کسوت فقر است زیب قامت صدق
زتاج کسوت جمشید عار من باشد ۹
بشرب چشمه تسنیم و کوثرم چه هوس
زحوض میکده آبشار من باشد ۱۰
زخیل فتنه آخر زمان مرا چه غمست
اگر ولایت حیدر حصار من باشد ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۲۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۱ - بی شایبه زنگ ازدل دیدار تو بزداید
گوهر بعدی:شماره ۳۲۳ - اگر چو شمع زتو آتشم بسینه نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.