هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به موضوعاتی مانند عشق، جستجوی حقیقت، ایثار و مدح اهل بیت می‌پردازد. شاعر از عشق به عنوان نیرویی الهی یاد می‌کند که می‌تواند انسان را به کمال برساند و در این راه از استعاره‌ها و نمادهای مختلفی مانند یوسف، خنجر، و باغ استفاده کرده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعاره‌های پیچیده است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند خنجر و پیکان ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب باشد.

شماره ۳۳۲ - کالای جان نه چیزیست کش سرسری توان داد

کالای جان نه چیزیست کش سرسری توان داد
یا دل که هر دم او را بر دلبری توان داد ۱

حق جوی همچو حلال تا سر بدار بازی
ورنه بپای هر خس کی خود سری توان داد ۲

خود در طلب میازار یوسف بجو ببازار
کاندر بهای حسنش مشت زری توان داد ۳

ما بسملیم از عشق کو یار سیم ساعد
کز شوق خنجر او خود خنجری توان داد ۴

خاریم ما در این باغ چون عشق تربیت کرد
از آبیاری او لابد بری توان داد ۵

ساقی تو صاف داری خامند اینحریفان
خیز و بجو حریفی کش ساغری توان داد ۶

مرغ دلم بدامت جانا چو خانه زاد است
او را زنوک پیکان بال وپری توان داد ۷

ویران سرای دلرا دادی بخیل غمزه
ملکی بود گر آباد بر لشکری توان داد ۸

دادی بترک چشمت از چه حکومت دل
کی کشور مسلمان بر کافری توان داد ۹

جز مصطفی و آلش کس در جهان ندیدم
کاندر نثار مدحش شعرتری توان داد ۱۰

آشفته مدح خوان شد یارب به حیدر و آل
از هشت باب خلدت او را دری توان داد ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۳۱ - یادم از آن لب شیرین شکر بار آمد
گوهر بعدی:شماره ۳۳۳ - خطا بر دوست بگرفتی خطا بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.