هوش مصنوعی:
این متن شعری از حافظ است که به بیان مفاهیم عرفانی و انتقادی میپردازد. شاعر از نخوت و تکبر دنیا شکایت کرده و درمان دردها را در میخانه و عشق جستجو میکند. همچنین، به انتقاد از صوفیان ناپخته و بتپرستان پرداخته و عشق حقیقی را راه نجات میداند. در پایان، به فضیلتهای حیدر (علی) اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی اشارات انتزاعی و استعاری ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۳۳۵ - باد دی در بوستا اظهار شوکت میکند
باد دی در بوستا اظهار شوکت میکند
گلستان را خاروش در قید ذلت میکند ۱
من سرا پا دردم از این نخوت دی ساقیا
داروی میخانه تو رفع علت میکند ۲
آتش می پخته کرده صوفیان خام را
نار نمرودی بلی تکمیل خلت می کند ۳
بت پرست ار بنگرد زنار زلفینت برخ
بگذرد زآئین ولابد ترک ملت میکند ۴
ترک مال و جاه گفتم لیک هستم منفعل
گر سر و جان داد عاشق رفع خجلت میکند ۵
یوسف آسا آخر از چاهت برد بر اوج ماه
گر برادروار دوران با تو حیلت میکند ۶
فضل حیدر مینگارد چون نهان و آشکار
لاجرم آشفته دعوی فضیلت میکند ۷
گلستان را خاروش در قید ذلت میکند ۱
من سرا پا دردم از این نخوت دی ساقیا
داروی میخانه تو رفع علت میکند ۲
آتش می پخته کرده صوفیان خام را
نار نمرودی بلی تکمیل خلت می کند ۳
بت پرست ار بنگرد زنار زلفینت برخ
بگذرد زآئین ولابد ترک ملت میکند ۴
ترک مال و جاه گفتم لیک هستم منفعل
گر سر و جان داد عاشق رفع خجلت میکند ۵
یوسف آسا آخر از چاهت برد بر اوج ماه
گر برادروار دوران با تو حیلت میکند ۶
فضل حیدر مینگارد چون نهان و آشکار
لاجرم آشفته دعوی فضیلت میکند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۴۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۴ - چه شد نائی که اندر نی تو را راه فغان گمشد
گوهر بعدی:شماره ۳۳۶ - سحرم نوبتی شاه چو زد نوبت عید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.