هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق، زیبایی معشوق، و مفاهیم عمیق روحانی سخن میگوید. او از تشبیهات مختلف مانند کعبه، مریم و عیسی، حور و پری، و طبیعت برای بیان احساسات خود استفاده میکند. همچنین، شاعر به مفاهیمی مانند غم، شادی، و درماندگی عشق اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از تشبیهات و اصطلاحات نیاز به درک ادبی و تجربه زندگی بیشتری دارند.
شماره ۴۰۱ - گر در حریم عشق کسی محرم اوفتد
گر در حریم عشق کسی محرم اوفتد
در سر هوای کعبه و دیرش کم اوفتد ۱
از جم بیار یاد چو جام طرب کشی
کز صد هزار شاه یکی چون جم اوفتد ۲
گر مریمی زروح قدس بارور شود
شاید که زاده اش چو تو عیسی دم اوفتد ۳
تعویذ خط بیار بر آن لعل لب زمشک
ترسم بدست اهرمن این خاتم اوفتد ۴
گردد مثل بطرز خوی افشانی رخت
بر برگ لاله گر بچمن شبنم اوفتد ۵
شاید که حور زاید چون تو پری نژاد
حور و پری که جفت بنی آدم اوفتد ۶
گفتم رخ تو بدر و کمان ابرویت هلال
بر بدر کی هلال سیه توام اوفتد ۷
شد عالمی خراب بجز طاق میکده
نازم بآن بنا که چنین محکم اوفتد ۸
شادی دهر را ثمری نیست غیر غم
خرسند خاطری که قرین غم اوفتد ۹
گر بر دلی جراحتی آید زبون شود
جز داغ عشق کاو بدرون مرهم اوفتد ۱۰
جز گفته پریشان زآشفته نشنوی
چون از خیال زلف کجت درهم اوفتد ۱۱
در سر هوای کعبه و دیرش کم اوفتد ۱
از جم بیار یاد چو جام طرب کشی
کز صد هزار شاه یکی چون جم اوفتد ۲
گر مریمی زروح قدس بارور شود
شاید که زاده اش چو تو عیسی دم اوفتد ۳
تعویذ خط بیار بر آن لعل لب زمشک
ترسم بدست اهرمن این خاتم اوفتد ۴
گردد مثل بطرز خوی افشانی رخت
بر برگ لاله گر بچمن شبنم اوفتد ۵
شاید که حور زاید چون تو پری نژاد
حور و پری که جفت بنی آدم اوفتد ۶
گفتم رخ تو بدر و کمان ابرویت هلال
بر بدر کی هلال سیه توام اوفتد ۷
شد عالمی خراب بجز طاق میکده
نازم بآن بنا که چنین محکم اوفتد ۸
شادی دهر را ثمری نیست غیر غم
خرسند خاطری که قرین غم اوفتد ۹
گر بر دلی جراحتی آید زبون شود
جز داغ عشق کاو بدرون مرهم اوفتد ۱۰
جز گفته پریشان زآشفته نشنوی
چون از خیال زلف کجت درهم اوفتد ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۲۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۰ - هر که دل در خم آنزلف پریشان دارد
گوهر بعدی:شماره ۴۰۲ - زجانان ناگزیر است آنکه را در جسم جان باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.