هوش مصنوعی: این متن شعری است که از مضامین عرفانی، عشق و رنج‌های روحی سخن می‌گوید. شاعر از تضادهای زندگی، مانند مستی و مسجد، یا قفس و گلشن، برای بیان احساسات عمیق خود استفاده می‌کند. همچنین، اشاره‌هایی به مفاهیمی مانند صبر، عشق الهی و حسرت وجود دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات ممکن است برای خوانندگان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.

شماره ۴۵۷ - خنک آنقوم که در کف می روشن دارند

خنک آنقوم که در کف می روشن دارند
بزم از شعله می وادی ایمن دارند ۱

تا بمیخانه چه رفتست که امشب مستان
همه در مسجد و محراب نشیمن دارند ۲

بگذر از سیمبران ایدل شیدا کاین قوم
روی از آئینه دل از روی و آهن دارند ۳

من و کنج قفس و جور و جفای صیاد
گرچه مرغان چمن جای بگلشن دارند ۴

در ره بادیه ترکان بکمینند اما
نتوان گفت چو چشمان تو رهزن دارند ۵

برفوی دل صد پاره ام اینان آیند
رشته از زلف و زمژگان همه سوزن دارند ۶

در صف حشر که یعقوب گریزد زپسر
ای خوش آنان که تو را دست بدامن دارند ۷

گرچه آشفته سودای علی شد دو جهان
تو نپندار که سودای تو چون من دارند ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۱۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۵۶ - تکوین خیر و شر نه زشمس و قمر بود
گوهر بعدی:شماره ۴۵۸ - زاهدان را چو بزلف تو سر و کار افتد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.